X
تبلیغات
وبگاه پژمان ديري .. خليل عمراني
برگزاری سوگواره شعر کشوری امام سجاد(ع) در بندر دیّر+تصاویر شب شعر فاطمیه 
مسئول انجمن شعر و ادب شهرستان دیّر از برگزاری نخستین سوگواره شعر کشوری  امام سجاد(ع) در بندر دیّر خبر داد.

 

به گزارش خبرنگار کتاب و ادبیات فارس، مراسم شب شعر فاطمیه در روستای اولی جنوبی و به مناسبت شهادت حضرت زهرا و گرامیداشت خلیل عمرانی با حضور شاعران آینی برگزار شد.

در این مراسم شاعرانی چون علیرضا جلیل پور، صالح دروند، ظهیرمحمودی، مرتضی کراماتی، حیدر منصوری، فتح الله عندلیب و غلامرضا ابراهیمی حاضر بودند و ضمن ادای احترام به خلیل عمرانی و بزرگداشت یاد و نام او، شعرهای خود را در وصف فاطمه زهرا قرائت کردند.

 

در این مراسم سید مرتضی کراماتی مسئول انجمن شعر و ادب شهرستان دیّر خبر از برگزاری نخستین سوگواره شعر امام سجاد(ع) و به یاد خلیل عمرانی در زادگاه وی داد. این سوگواره به همت انجمن نسل مروارید و همکاری نهادهای فرهنگی بین ماه محرم و صفر سال جاری برگزار خواهد شد و فراخوان آن شهریور ماه اعلام می‌شود.

 

پس از پایان شعر خوانی شاعران ؛ از خانواده خلیل عمرانی تقدیر شد.

 همچنین پس از پایان این مراسم فرماندار شهرستان دیّر، بخشدار مرکزی این شهرستان، معاون سیاسی و اجتماعی و رئیس شورای شهرستان و دهیار اولی با حضور در خانواده خلیل عمرانی به دیدار همسر و فرزندانش رفتند و از این خانواده تجلیل کردند.

78   76  75  74

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 22 فروردین1393 و ساعت
خلیل عمرانی ؛ مردمی‌ترین شاعر  

اولین سال‌کوچ عروج شاعر عزیز و دوست داشتنی و مردمی خلیل عمرانی


 دکتر عبدالرسول خسروی:



برخیز کمی برای ما شعر بخوان

برخیز و دوباره از شکفتن بنویس

برخیز بهار را لبی زمزمه کن

از لذت عاشقانه گفتن بنویس

وقتی که تو نیستی غزل دلگیر است

آهنگ تمام شعر ها غمگین است

.....

تیرماه سال 1374 بود. دفترچه آماده به خدمت را گرفته بودم. دنبال امریه بودم تا جایی برای خدمت سریازی پیدا کنم. شنیده بودم خلیل عمرانی معاون فرهنگی اداره ارشاد بوشهر شده است. با ایشان تماس گرفتم. جریان را برایش توضیح دادم. گفت فردا صبح بوشهر باش.

فردا صبح به اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان بوشهر رفتم. اتاقش را پیدا کردم. با گرمی حقیر را به حضور پذیرفت. یادم می‌ۀید این شعر زیبا بالای سرش نوشته بود:

این میز که می‌بینی  گاه از من و گاه از تو

جاوید نخواهد ماند خواه از من و خواه از تو

 از فردای آن روز که به بوشهر رفتم  تا الان که روزهای پایانی پاییز 1392 است در بوشهر مانده‌ ام. اما حالا من مانده‌ام بدون خلیل. خلیل که مرا به بوشهر آورد و اینجا مرا تنها گذاشت. ......


 تا بپیوندد به دریا کوه را تنها گذاشت

رود رفت اما مسیر رفتنش را جا گذاشت

هیچ وصلی بی جدایی نیست این را گفت و رود

دیده گلگون کرد و سر بر دامن صحرا گذاشت

هرکه ویران کرد ویران شد در این آتش‌سرا

هیزم اول پایه‌ی سوزاندن خود را گذاشت

اعتبار سربلندی در فروتن بودن است

چشمه شد فواره وقتی بر سر خود پا گذاشت

موج راز سر به مهری را به دنیا گفت و رفت

با صدف‌هایی که بین ساحل و دریا گذاشت(فاضل نظری)


آری، خلیل عمرانی مردمی‌ترین شاعر دیر از میان ما رفت.  هرجا بود احساس غربت و تنهایی نمی کردی. دل دریاییش بی کران بود و خوان معرفتش گسترده. چه در دیر و چه این اواخر در تهران و اسلام‌شهر....آخرین باری که از ایشان خواستم برای حقیر کاری انجام دهد دوران مدیر کلی ایشان در استان هرمزگان در سال 1387 بود. درگیر همایش کتابخانه‌های آموزشگاهی در دانشگاه فردوسی مشهد بودم. با ایشان تماس گرفتم و از ایشان جهت برگزاری همایش کمک مالی خواستم. با تواضع همیشگی این درخواست را پذیرفت و با آقایی از کارشناسان وزارت آموزش و پرورش تماس گرفت.... و نزدیک دویست میلیون ریال به این همایش کمک کردند.....

خلیل عمرانی متخلص به‌ "پژمان" سال 1343 در روستای‌ لمبدان شهرستان «دیر» به دنیا آمد. تحصیلات ابتدایی و راهنمایی را در روستا و دوره متوسطه را در شهر به پایان برد و در سال 1363 دانشجوی مرکز تربیت معلم پسران‌ بوشهر شد. دو سال بعد به‌ زادگاهش برگشت و در مدرسه‌ای‌ که خود در آن درس خوانده بود، به تدریس ادبیات پرداخت. سرانجام در پاییز 1391 به دیدار معبود خود شتافت. روحش شاد

روزهای پایانی پاییز در حال گذر است....این روزها یاد آور سال‌کوچ این شاعر است. دیگر میدان امام به سمت سه راه عاشوری برایم تداعی خاطر خلیل عمرانی است. خلیل آتشین سخن که دیگر در بین مانیست. اما روح بلندپروازش جاوید شد. به دانشجویان همیشه می‌گویم که تلاش کنید از دیگران متفاوت باشید و روح خود را پرورش دهید. روح خود را تعالی بخشید و روح شما نیز تعالی نمی‌یابد جز با خدمت به مردم. خلیل عمرانی مصداق بارز این بود.به عبارتی دیگر، هم از دیگران متفاوت بود و هم روح خود را تعالی بخشد... دو شب پیش در مراسمی که در بوشهر برگزار شده بود شرکت کردم.... یادش پر رهرو باد.

شعری از استاد خلیل عمرانی به مناسبت آزادسازی خرمشهر

برگشته‌ام ادامه جانم را

میعادگاه عشق نهانم را

در ازدحام این همه خاکستر
گم کرده‌ام دوباره نشانم را

آن نخلهای تشنه کجا هستند

تا بنگرم نشان جوانم را

جز سوختن نشانه نمی‌بینم

همسایگان روز و شبانم را

ماندند و سوختند و من رفتم

شرمندگی برید امانم را

برگشته‌ام به شهر و نمی‌فهمند

دیوارهای خسته زبانم را

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در دوشنبه 16 دی1392 و ساعت
شعری از حیدر منصوری به زنده یاد خلیل عمرانی  
به بهانه ی اولین سالگرد استادم خلیل عمرانی و به یاد روزهای خوب گذشته و لحظات زیبایی که در هنگام سرودن خیلی از غزل هایش کنارش بودم )


ای چهره ات آیینه ، ای گلخنده ات مهتاب

این روزها تنهاییم را بیشتر دریاب

این روزها تنهاییم را شعر میخوانم

اینجا کنار سایه ها دل خسته و بی تاب

این روزها حال دلم مثل دل دریاست

دلتنگ دریا می نشینم درکنار آب

آرام روی دست دریا،روی دوش باد

جا مانده ام ازموج ها، بشتاب بشتاب

لبخندها را ، موجها را ، ماسه ها را ، حیف

انگاریادم نیست درآرامش مرداب

من می روم آنجا بخوابم پشت یک اندوه

شاید ببینم چهره ات را باز هم درخواب


حیدر منصوری

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 6 دی1392 و ساعت
بزرگداشت زنده یاد خلیل عمرانی در حوزه هنری تهران 

مراسم بزرگداشت  خلیل عمرانی با حضور علیرضا قزوه مدیر مركز آفرینش های ادبی حوزه هنری، علی داوودی، مجتبی رحماندوست، محمد حسین جعفریان، محمد علی مودب، فرشته حشمتیان رئیس سازمان نشر آثار و ارزش های زنان و دفاع مقدس، محمد جواد محقق، سردار حسن نژاد و جمعی از شاعران در حوزه هنری برگزار شد.

 

جعفریان: عمرانی هرگز مدعی نبود

محمد حسین جعفریان در مراسم بزرگداشت زنده یاد خلیل عمرانی گفت: وقتی آدم هایی را كه نمی شناسید برای اولین بار در كنار شما قرار می گیرند در شما نسبت آنها حس مغناطیس یا دافعه ایجاد می شود و این حس اولیه برای ادامه ارتباط بسیار تعیین كننده است.
وی ادامه داد: اولین باری كه عمرانی را دیدم حس وصف ناشدنی در من ایجاد شد و آرامش و خشنودی در جلسات مختلفی كه او را می دیدم در من بوجود می آمد.


این مستند ساز با بیان اینكه عمرانی مدعی نبود افزود: افرادی دافعه ایجاد می كنند كه بیشتر از لیاقتشان مدعی هستند و یا اینكه حرف از كارهایی می زنند كه انجام نداده اند و شاید كمتر كسی باشد كه وقتی در كنارش قرار می گیرید هیچ كدام از این امواج منفی را نداشته باشد اما زمانی كه در كنار این مرد قرار می گرفتم نمی توانستم احساس كنم كه آدمی منفی است.
این شاعر به تعبیری كه قزوه از عمرانی به عنوان "بابا"ی ادبیات  داشته اشاره و اظهار كرد: بی تردید یكی از نام هایی كه لایق این عنوان در ادبیات است نام خلیل عمرانی است ، این جریان را امروز به گونه ای شاهد هستیم كه شاگردانش به اساتیدی تبدیل شده اند.
جعفریان در پایان رباعی خود را به مناسبت بزرگداشت زنده یاد خلیل عمرانی خواند

علی پور: عمرانی سالها با زر و زور و تذویر مبارزه كرد

علی پور محقق نویسنده و پژوهشگر در این جلسه با اشاره به دو دهه سابقه آشنایی خود با مرحوم عمرانی گفت: من همراه با خلیل عمرانی نزدیك به یك دهه در وزارت آموزش و پرورش، جشنواره های دانش آموزی برگزار كردیم و در خدمت شاعران معلم و دانش آموزان شاعر و نویسنده بودیم.
وی ادامه داد: عمرانی خود را فدای آموزش و پرورش كرد و شاید اگر به جای اینكه به پرورش دانش آموزان شاعر و نویسنده می پرداخت به شعر خود مشغول می شد، اكنون آن قدر مظلوم واقع نمی شد.


این شاعر آثار عمرانی را دارای جسارت های شاعرانه دانست و افزود: در اشعار عمرانی تازگی هایی از منظر صرف و نحو در حوزه شعر به وجود آمد كه ممكن است خطراتی را برای زبان شعر اعمال كند اما قابل تقدیر است.
وی به روحیه مبارز عمرانی اشاره كرد و گفت: عمرانی در طول سالها با زر و زور و تذویر مبارزه كرد و اگر شاهد جفایی به دانش آموز شاعر و نویسنده و هنرمند می شد برای حل مشكلش تلاش می كرد تا به حوزه هنر و شعر بازگردد.

 


علی پور اضافه كرد: سال های گذشته كنگره های متعددی در وزارت آموزش و پرورش برگزار شد كه من برنامه ریز آنها بودم اما در واقع تفكر و خلاقیت آن جشنواره ها متعلق به عمرانی بود. ما سه دوره جایزه كتاب سال دانش آموزی برگزار كردیم و هر بار عمرانی تلاش كرد تا این برنامه ها شایسته دانش آموزان نویسنده و مولف برگزار شود.
این محقق و پژوهشگر تصریح كرد: در اشعار زنده یاد عمرانی و همچنین در كارهای شخصی و اداری او عاشورا، امام علی  (ع) و حضرت فاطمه تجلی یافته اند.
وی با تاكید بر حضور اشعار خلیل عمرانی در كتاب های درسی دانش آموزان افزود: مولفان كتب دانش آموزان بر این عقیده كه جای خالی اشعار عمرانی در كتاب درسی دیده می شود، صحه می گذارند. و امیدوارم در تالیف دوره جدید كتب درسی این آثار دیده شوند و دانش آموزان با نام و آثار او آشنا شوند.
علی پور به كتابی كه درباره زنده یاد خلیل عمرانی به نگارش در آورده است اشاره كرد و گفت: در این كتاب به زندگی، اشعار، ویژگی های زبانی، بن مایه ها، جسارت های او در حوزه شعر و چهره انقلابیش اشاره شده است.
وی خاطر نشان كرد: عمرانی شاعر انقلابی بود و همواره با جرأت حرف های خود را در اشعارش عنوان می كرد.

وی در پایان گفت: تلاش كنیم با یادداشت های خود درباره شعر و اندیشه عمرانی این چهره را برای نسل جوان معرفی نماییم. عمرانی شاعری بزرگ بود كه علاقمند به معرفی دیگران بود و اكنون وظیفه ماست كه او را به جامعه بشناسانیم.

 

سردار حسن نژاد: نگاه عمرانی ولایی بود

 

سردار حسن نژاد در مراسم بزرگداشت زنده یاد خلیل عمرانی  گفت: بیش از دوازده سال شاهد فعالیت های عمرانی چه زمانیكه در سازمان بسیج هنرمندان و چه زمانیكه در تشكیلات معاونت فرهنگی خدمت می كرد، بودم.
وی با اشاره به اینكه یادآوری اوصاف مرحوم عمرانی تلنگری برای من و دیگران است افزود: آن چیزی را كه در جلسات و انجمن های مختلف از عمرانی شاهد بودیم روحیه انقلابی و بسیجی عمرانی بود.


حسن نژاد افزود: این روحیه انقلابی در تمام رفتار عمرانی تجلی داشت و ملاحظه هیچ كس را هم نمی كرد. عمرانی با آن جسارت و جدیتی كه در این گونه مسائل داشت بدون هیچ گونه تعارف و تشریفاتی واقعیت ها را بیان می كرد.
وی با بیان اینكه نگاه عمرانی ولایی بود تصریح كرد: این نگاه را در نمونه های زیادی شاهد بودیم به عنوان مثلا حدود دو سال پیش كه جلسه ای در تالار وحدت داشتیم عمرانی خیلی راحت نكاتی را در رابطه با جریانات سال 88 مطرح كرد كه شاید به ذائقه خیلی ها كه در آن مراسم بودند خوشایند نبود.
وی روحیه انقلابی و ولایی عمرانی را نشان دهنده خط فكری او در این زمینه دانست و افزود: عمرانی نگاه جانانه ای به ولایت داشت و از ولایت و نظام و انقلاب بدون هرگونه وابستگی های حزبی و جناحی دفاع می كرد.

 

 

حشمتیان:  برای عمرانی مهم نبود پشت كدام میز می نشیند

 

فرشته حشمتیان ضمن تشكر از ایمان عمرانی فرزند مرحوم عمرانی گفت: فرزند مرحوم عمرانی چه در ایام ماه های پایانی حیات و چه بعد از فوت مرحوم عمرانی در كنارش بود و این نشان از تربیت ریشه ای و بنیادی است.
وی با اشاره به اینكه عمرانی حد فاصل بین وارستگی و وابستگی بود افزود: عمرانی انسانی وارسته بود. در طول 8 سالی كه با عمرانی توفیق همكاری مدیریتی را داشتم هرگز برایش مهم نبود كه در كجا و پشت چه میزی بنشیند؛ زمانی مدیر كل استان هرمزگان بود و زمانی هم كه سمت مشاور معاون وزیر به او پیشنهاد شد پذیرفت. 


رئیس سازمان نشر آثار و ارزش های زنان و دفاع مقدس ادامه داد: زمانی كه عمرانی در این سازمان بود بیشتر مشاور معنوی ما بود و من از مشورت های معنوی ایشان بهره زیادی بردم. 
حشمتیان به زمانی كه عمرانی در بیمارستان بود اشاره و اظهار كرد: شاگردان استاد با چشمانی نگران برای وی دعا می كردند كه بسیار ارزشمند است؛ حاصل كار استاد شاگردانی هستند كه به مسیر او وفادارند.
وی تصریح كرد: بسیاری از خانواده ها در رفاه كامل هستند اما عارضه ای همچون بیماری یا مشكل اخلاقی و... سبب می شود كه آسایش نداشته باشند و در مقابل افرادی هم هستند كه هیچ ندارند اما همه چیز دارند.
وی عمرانی را از قشر متوسط جامعه دانست و تصریح كرد: عمرانی از قشر متوسط اما قانع بود؛ در دوران مدیریت خود به جاهای محروم می رفت و با قشر محروم زندگی می كرد به طوری كه شاگردان او از مناطق مختلف و حتی از خانواده های مرفه در جلسات مشاعره عمرانی شركت كنند.
حشمتیان در پایان اظهار داشت: عمرانی شعرهای خوبی می سرود عمرانی حساسیت خاصی در عرصه دفاع مقدس داشت.

دکتر قزوه: عمرانی "بابا"ی ادبیات ایران بود

 

علیرضا قزوه در ابتدای سخنان خود در وصف زنده یاد خلیل عمرانی به عنوان "بابا" برای شاعران ایرانی اشاره كرد و گفت: این عنوان برای كسی به كار برده می شود كه هم شاعر خوبی باشد و هم شاگردانی را تربیت كرده و هم از سلامت زندگی و نفس برخوردار باشد. این عنوان در روزگار گذشته زیاد به كار برده می شد.

وی ادامه داد: این عنوان در روزگار گذشته برای شاعرانی مثل باباطاهر و بابا فغانی و البته صائب تبریزی كه مدتها این عنوان را به همراه داشت، اطلاق می شد. اما در دوران معاصر كه كمتر از این عنوان استفاده می شود شاید بتوان برای مرتضی امیری اسفندقه و زنده یاد خلیل عمرانی از این عنوان استفاده كرد.

 

 

مدیر مركز آفرینش های ادبی حوزه هنری با بیان اینكه تهمت شاعر دولتی بودن به كسانی مانند خلیل عمرانی جفا در حق این شاعر است، افزود: عمرانی خانه اش را فضای مملو از شعر كرد و شاعر پروری نمود.

 

وی با بیان اینكه عمرانی ساده زندگی كرد، گفت:  حقوق عمرانی بعد از مدت ها برقرار شد اما او در خط انقلاب ماند و هیچ گاه از مسیر خارج نشد. امروز شاگردان و فرزند او كه  مانند عمرانی یادگار پاك او محسوب می شود؛ گواه این مدعا هستند.

 

قزوه با اشاره به اینكه  امروز كمترین كارها توسط شاعرانی انجام می شود كه بیشترین بوجه دولتی را دریافت می كنند افزود: این حالی ست كه در تمام این سالها بچه های ما بودجه ای نداشتند و به نام شاعر دولتی هم معروف شده بودند.من آمادگی دارم كه در حمایت از افرادی چون خلیل عمرانی با این افراد به دور میز نشسته و صحبت كنیم تا معلوم شود آزاده كیست.

 

وی با تاكید بر اینكه متاسفانه در روزگار ما شعر به سمتی رفته است كه خانه ای به نام شعر، خانه ضد شعر شده است، گفت: كسانی بر ذهن و افكار برخی كار می كنند و متاسفانه فتنه می سازند و از بودجه های آنچنانی هم برخوردارند.

 

وی در پایان با اشاره به مطلبی در یكی از نشریات مبنی بر اینكه «ما عوض نشده ایم، آنها عوض شده اند»، گفت: از حرف هایی كه زده ام دفاع خواهم كرد چرا كه ما وظیفه داریم بایستیم و دفاع كنیم.

محقق: خلیل عمرانی شاگرد پرور بود نه مرید پرور

 

محمد جواد محقق با اشاره به اینكه با زنده یاد عمرانی در وزارت آموزش و پرورش دوست و همكار بوده است، گفت: از ویژگی هایی كه در روزگار ما در عرصه ادبیات و هنر از آن غفلت شده است، ویژگی معلمی است.
محقق ادامه داد: ما شاعر و داستان نویس كم نداریم اما كسانی كه ضمن داشتن این ویژگی، ویژگی معلمی و شاگرد پروری داشته باشند زیاد نیستند. معلم وقت و فرصتی كه باید صرف باروری خود كند را در اختیار دیگران قرار می دهد  و برای نوآموزان وقت می گذارد تا از مسیرهای پر تلاطم عبور كنند.
وی با اشاره به اینكه بعد از انقلاب اسلامی چهره های جدیدی در شهرهای مختلف ظاهر شدند، گفت: بعد از پیروزی انقلاب در بسیاری از شهرها و استان های كشور هسته های آموزشی تشكیل شد. در همان زمان زنده یاد عمرانی در زمان حضور خود در شهر دیر و بوشهر و بعد از آن در تهران چنین هسته هایی را شكل داد و برای پرورش تازه آموزان وقت زیادی گذاشت.

 


این شاعر كشورمان خاطر نشان كرد: معتقدم همه مسئولان و دوستان به دنبال مهره می گردند اما اگر ما هزار مهره داشته باشیم اما نخی نباشد كه این مهره ها را در كنار یكدیگر قرار دهد نمی توانیم ذكری بگوییم. پس باید به فكر بند باشیم تا مهره.
این پژوهشگر با بیان اینكه عمرانی به عنوان مربی، مدرس و داور در جشنواره های مختلف حضور داشت، افزود: او شاگرد پرور بود و نه مرید پرور و این در حالی است كه تعداد كسانی كه به پرورش شاگردان توجه داشته باشند، كم هستند.
وی عمرانی را فردی مهربان معرفی كرد و گفت: وقتی به سالهایی كه در كنار عمرانی بودم فكر می كنم كمتر دلخوری و نامهربانی از او به یاد می آورم. مهربانی در كنار تخصص و كارآمدی او در ادبیات باعث بركاتی شده كه امروز و در این مجلس دوستان از آن سخن می گویند.
محقق در پایان اظهار داشت: همه اتفاقاتی كه در زمینه هنر حاصل شده محصول كسانی است كه در محل كار و خانه خود فضا را برای رشد و پرورش دیگران رقم زده اند.

 

مودب: شاگردان عمرانی چراغ حسینیه شعر را روشن نگه دارند

علی محمد مودب در مراسم بزرگداشت زنده یاد خلیل عمرانی با بیان اینكه عمرانی در بین بچه ها لقب عمو خلیل را داشته، گفت: ما درباره بزرگان حرف بسیار می زنیم و گاهی شاید به موقع حرف نمی زنیم، این سنت خوبی است كه در این گونه جلسات جمع می شویم.
وی ادامه داد: لازم نیست در چنین مراسمی حتما چهره های شاخص حضور داشته باشند؛ همین كه با هم نفس بكشیم،كارهای ساده ای انجام دهیم و اشعار همدیگر را بخوانیم و یادداشتی بنویسیم به ترویج ادبیات كمك كرده ایم.
مودب افزود: پس از كوچ هم  باید این اصل رعایت شود؛ از شاگردان مرحوم عمرانی هم انتظار می رود كه روحیه آن بزرگوار را داشته باشند و آن حس خوشایند را حفظ كنند.


این شاعر با بیان اینكه نباید به خاطر نقدها به نق زدن بیفتیم گفت: مشكلات همیشه وجود دارد مثلا در مورد قیصر امین پور بسیاری از افراد نق می زنند در حالی كه این شاعر بسیار عزیز بود و در تمام روزنامه های سیاسی كشور باجناح های مختلف در صفحه اول سوگ رفتن او را تسلیت گفتند و در مورد استاد عمرانی هم این طور بود و در سطوح مختلف كوچ او را تسلیت گفتند.
وی با اشاره به اینكه اگر كسی می خواهد نقد كند اول باید به خودش نقد كند تصریح كرد: باید هر كسی اول به روی خود تیغ بكشد كه چقدر با اشعار دیگران مهربان است.
وی به نقل خاطره ای پرداخت و اظهار داشت: در تربت جام شخصی به نام دكتر كوثری بود كه بیماران روستایی را مداوا می كرد اما پولی دریافت نمی كرد و حتی به بعضی افراد كمك هم می كرد. وقتی كوثری از دنیا رفت همه پزشكان جمع شدند تا با تقسیم كردن زمان خود در مطب او طبابت كنند  تا چراغ مطب را روشن نگه دارند اما نتوانستند این كار را انجام دهند. 
مودب ادامه داد: عمرانی هم در عالم خودش مثل دكتر كوثری است از كسانی كه در مكتب عمرانی بزرگ شده اند خواهش می كنم كه حسینیه شعر او را كه ظاهرا چراغش خیلی روشن نیست را روشن نگه دارند تا چراغ آن مدرسه ای كه مد نظر مرحوم عمرانی بود خاموش نشود.

 

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در شنبه 30 آذر1392 و ساعت
غزل سروده علی فردوسی تقدیم به زنده یاد خلیل عمرانی  


غزل سرودة علی فردوسی تقدیم به روان زنده یاد خلیل عمرانی  :



برای پرسش پروانه ها جواب شدی
تویی که شمع شدی، قطره قطره آب شدی
 
چقدر پای همین میز و تخته گچ خوردی!
چقدر سوختی و ساختی، خراب شدی!
 
«خلیل» بودی و در امتحان عاشقی ات
برای رد شدن از آتش انتخاب شدی
 
چه کرد آتش این روزگار با دل تو!؟
که قطره قطره عرق ریختی، گلاب شدی
 
به کیمیای چه عشقی میان کوره ی درد
در این زمانه ی مِسگر طلای ناب شدی!؟
 
تویی که نان و نمک خورده ی همین خاکی
که قد کشیدی و هم دوش انقلاب شدی
 
هوای شهر اگر گاه گاه ابری بود
همیشه پنجره ی رو به آفتاب شدی
 
عجیب نیست تو ای شاه بیت شعر وطن
اگر دهان به دهان مثل شعر باب شدی
 
نمانده بود برایت به غیر جان باقی
و مرگ آمد و با عشق بی حساب شدی 

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در شنبه 30 آذر1392 و ساعت
شعري از غلامرضا زارعي تقديم به خليل شعر انقلاب  

تقدیم به خلیل شعر انقلاب استاد خلیل عمرانی


خلیل خیل بهاری و سبز می مانی

درخت با شکوفاست گرچه پژمانی

شکوه نام بزرگت زعشق آل الله است

به نام عشق یقین جاودان دورانی

بهار من که ز پاییز غصه کوچیدی

بنوش جام زلال از سبوی یزدانی

دلت به وقت شرعی دریا خبر می داد

مسافری به حریمی که لایق آنی

ابوذری تو و بعد از عروج یارانت

و داغ سید و قیصر و سوگ مردانی

چو یاکریم از این دردها رها گشتی

              تویی دوباره و یاران، خلیل عمرانی


غلامرضا زارعي


|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در شنبه 30 آذر1392 و ساعت
معاون استاندار: نامگذاری برخی از اماکن بوشهر به نام خلیل عمرانی 

محمدحسن پرآور در آئین بزرگداشت سالگرد مرحوم خلیل عمرانی از شاعران آئینی و انقلابی کشورمان با بیان اینکه شاعران نقش ویژه ای در هدایت افکار عمومی جامعه دارند اظهار کرد: عشق و علاقه داشتن و خلاقیت زمینه شاعری را در انسان فراهم می کند

که خلیل عمرانی به لحاظ عشق وافری که به انقلاب، ولایت و کشور داشت تمام اشعار خود را در این زمینه سرود.

وی با اشاره به این که تفکر مرحوم خلیل عمرانی این بود که تاانقلاب مردمی است پایدار خواهد بود گفت: این شاعر آئینی اشعار خود را در وصف انقلاب، ولایت و مردم سروده است که منظور اشعارش بیشتر مردمی و ولایتی است.

معاون سیاسی، امنیتی استاندار بوشهر شعرهای مرحوم خلیل عمرانی را پرمحتوا و پرمعنا دانست و گفت: این شاعر آئینی شاگردان بسیار زیادی تربیت کرد که اکنون در کشور از او یاد می کنند.

پرآور با اشاره به این که نام نیک این شاعر ولایی باید برجسته شود گفت: خدمات مرحوم خلیل عمرانی باید بیش از پیش به جامعه عرضه شود تا نسل جوان بیشتر با آثار این شاعر ولایی آشنا شوند.

معاون سیاسی، امنیتی استاندار بوشهر با اشاره به اینکه مرحوم عمرانی به استان بوشهر به ویژه دیّر عشق می ورزید، گفت: این شاعر علاقه خاصی به منطقه جنوب به ویژه دیار خود دیر داشت و به مردم این منطقه عشق می ورزید.

پرآور با اشاره به اینکه در زمانی که معاون سیاسی امنیتی استانداری هرمزگان بوده ، مرحوم عمرانی نیز بعنوان مدیرکل آموزش و پرورش هرمزگان مشغول بخدمت بوده و از آن دوران خاطرات خوب و شیرینی دارد.  پرآور گفت: خلیل عاشق دیّر بوده و به من میگفت که دیّر بهترین شهر ایران است و من همیشه دوست داشتم به دیّر سر بزنم تا ببینم این شهر چه دارد که این قدر خلیل عمرانی عاشق آن است و زمانی که بوشهر آمدم با من تماس گرفت و گفت به شهر من سر زدی؟

پرآور بر نامگذاری برخی نقاط معابر و میادین شهرهای استان بوشهر به نام این شاعر تاکید کرد و گفت: این شاعر از افتخارات استان بوشهر محسوب می شود و باید نام و یاد او همواره در جامعه ساری و جاری باشد.

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 26 آذر1392 و ساعت
امام جمعه بوشهر :عمرانی برای خدا زیست/اشک های علی هوشمند بزرگترین تقدیر از خلیل عمرانی بود 

آیت الله غلامعلی صفایی بوشهری شامگاه شنبه در آئین بزرگداشت سالگرد مرحوم خلیل عمرانی از شاعران آئینی و انقلابی کشورمان با گرامیداشت یاد و خاطره مرحوم خلیل عمرانی با بیان اینکه شعر ماندگارترین، موثرترین و مقدم ترین هنر انسانی است

اظهار کرد: خداوند به انسان بیان آموخت و بیان را در نهاد انسان در قالب هنر آموزش داد.

img_0167.jpg

وی با اشاره به اینکه آغاز هنرمندی انسان در زندگی اجتماعی و شخصی شعر است گفت: شعر ماندگار است چون در ذهن انسان اثر می گذارد.

صفایی بوشهری با بیان اینکه شعرا در تاریخ نقش ویژه و ارزنده ای داشته اند، گفت: شاعران گنجینه حقیقی بشریت هستند.

امام جمعه بوشهر با اشاره به اینکه حوزه شعر و شاعری یک حوزه بسیار مهم است گفت: شعر در حوزه بشری نقش ویژه ای در عرصه اجتماعی و زندگی بشریت داشته است و به عنوان شمشیری بسیار بران نقش خود را ایفا کرده است.

img_0170.jpg

وی گفت: گاهی جنگ ها با یک شعر آغاز و با یک شعر تمام می شود.

نماینده ولی فقیه در استان و امام جمعه بوشهر خاطرنشان کرد: شعر طوفانی از وجود شاعر است که هر که بخواهد می تواند اسیر این طوفان کند.

صفایی بوشهری تاکید کرد: بسیاری از شعرا با اندیشه های انحطاطی سبب ذلالت یک جامعه شدند و برخی نیز سبب کمال و رشد و تعالی انسان گردیده اند.

وی خلیل عمرانی را سرداری از خیل سرداران در عرصه دفاع مقدس در عرصه هنر نام برد و گفت: این شاعر آیینی پیشتاز در عرصه تحول و بیداری اسلامی در حوزه هنر بود.

وی با بیان اینکه مرحوم عمرانی شاعری از قبیله فرشتگان الهی بود گفت: این شاعر توانست با شعر خود واقعیت ها را در زندگی اجتماعی عرضه کند.
صفایی بوشهری تاکید کرد: مرحوم عمرانی برای خدا زیست، برای خدا گفت و در راه خدا رفت.

در این مراسم که از کتاب به ساعت گل سرخ مرحوم خلیل عمرانی نیز رونمایی شد، علی هوشمند از دوستان و شاعران همشهری خلیل عمرانی که در برگزاری این مراسم نیز تلاش های فراوانی انجام داده بود به شعر خوانی با موضوع خلیل عمرانی پرداخت که بغضش شکسته شد وتلاشش برای ادامه شعرخوانی نیز بی نتیجه ماند و از حاضران در جلسه بابت ناتمام ماندن شعرش عذرخواهی کرد.

img_0164.jpg

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 26 آذر1392 و ساعت
پیام علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد به مناسبت سالگرد درگذشت خلیل عمرانی 

علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در پیامی ضمن تسلیت به مناسبت یکمین سالگرد درگذشت استاد خلیل عمرانی از مقام ادبی این شاعر بزرگ جنوب  تجلیل کرد

علي جنتي وزير فرهنگ و ارشاد اسلامي

در متن پیام علی جنتی آمده است:

 

نخستین سالگرد درگذشت استاد خلیل عمرانی

به نام خداوند جان و خرد  کزین اندیشه برنگذرد

پاییز؛ فصل خیال انگیز اهل ادب است که در قصاید و غزلیات شاعران شورانگیز پارسی گو ، جلوه ای تمام یافته است

برگی که از شاخه ی درخت زندگی می افتد ؛ آغازی است بر تولدی در جهان رستاخیز و پیوندی است میان افتادن و برخاستن در سماع آفرینش و شاید به همین بهانه ی بلورین است که اخوان ثالث ، پاییز را پادشاه فصل ها نامیده است.

در آخرین روزهای برگریزان سال 1391، در ناگهانی ناگزیر ، از درخت تنومند شعر فارسی و ادبیات بشکوه انقلاب اسلامی ، برگی سبز از بلندای شاخه ای نورسته ، نقش بر زمین تیره شد که چکامه بهار را چشمه وار ، با شکوره شاعرانه اش عاشقانه زمزمه می کرد.

خلیل عمرانی خوشه ای پربار از خیل خلوت گزیدگان خدای لطیف بود که خورشید امام و شهیدان گلگون کفن این مرز و بوم را در صحیفه سکوت و صدا، صادقانه می سرود.

گرچه هماورد رستاخیزی برگ و تگرگ را اهل معرفت ، «مرگ آگاهی» می نامند اما راستی چه نسبتی است میان پاییز و پرواز ، که حروفشان تا این اندازه با هم برادر شده اند.

آری؛ شاعر؛ شنیدن آوای طینت طاهر جان انسان بیقرار است در خلوتکده ی کلمه و کلام و هق هق گریه حق حق گویانی است که سر در آستان آسمان دارد و پای در وادی خاک.

چه بسا که این طایفه ، لطیف ترین جلوه جمال خلقت اند در میان رنگین کمان جهان رنگارنگ که آورده اند

مرغ باغ ملوکتم  نی ام از عالم خاک        چند روزی قفسی ساخته اند از بدنم

کاروان بارانی این قوم قیام آفرین ، در مسیر دلباختگی و دلدادگی ، گوی سبقت از اصحاب عشق ربودند و نام و نشان خویش در پیشانی صحیفه صبح انقلاب اسلامی به یادگار گذاشته اند

برای آن روح ریحانی ، رضوان رضا از محضر خدای مهربان طلب نموده ، بازماندگان و شاگردانش را آرزوی سلامتی و بهروزی دارم

علی جنتی

وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی

20 آذر 1392

 

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 26 آذر1392 و ساعت
خلیل عمرانی ستاره ای در آسمان ادبیات انقلاب اسلامی و مجامع فرهنگی است 

دکتر سالاری استاندار محجوب بوشهری در دومین روز کاری خود در پیامی به بهانه یکمین سالگرد خلیل عمرانی یاد این شاعر ادیب را گرامی داشت .سالاری از خلیل عمرانی به عنوان ستاره ای در اسمان ادبیات انقلاب اسلامی و مجامع فرهنگی یاد کرد

 http://multimedia.mehrnews.com/original/1392/09/13/IMG08581597.JPG

 

بسم الله الرحمن الرحیم

هرگز نمیرد انکه دلش زنده باشد به عشق

ثبت است بر جربده ی عالم دوام ما

شعر موهبتی الهی است که خداوند متعال در نهاد بعضی از بندگانش به ودیعه گذاشته است . روح لطیف و دیده ی تیزبین شاعر که از الطاف خداوند به شاعر میباشد رسالتی سنگین و مسئولیتی سترگ را بر دوش شاعر قرار میدهد ، شاعران در کلامی موجز و فراگیر معارف بلند انسانی را به جامعه هدیه میکنند و تاثیر شگرفی را بر جامعه خود میگذارند ، از رواست که نام شاعران همواره در تاریخ جاودانه و ماندگار است .

به بهانه یکمین سالگذشت عروج شاعر معاصر  و ادیب فرزانه و خلیل شعر جنوب زنده یاد خلیل عمرانی (پژمان دیری) فرصتی است تا با مرور زندگی سراپا شور و مردانگی و حب به دیار آن رادمرد ، بتوانیم با نشر اثار ادبی و قلمی وی از یک سو و زنده نگه داشتن مرام مردم داری از سوی دیگر ، قدران تلاش ها و مجاهدتهایش بوده و به روح پاکش درود بفرستیم .

امروز نام خلیل به عنوان ستاره ای در اسمان ادبیات انقلاب اسلامی و مجامع فرهنگی چنان میدرخشد که نسل امروز و فردای ایران اسلامی بدان افتخار میورزند . خلیل عمرانی برگی از شناسنامه استان زرخیز و ادب پرور بوشهر است که اهتمام او در پرورش هزاران شاعر چه در استان بوشهر و چه در استان هایی نظیر یزد و هرمزگان و حتی اسلامشهر در همسایگی پایتخت کشورمان قابل تحسین است . نسلی که خلیل به عنوان نسل مروارید نامگذاری نمود بایستی در سر تا سر این مرز و بوم منتشر گردید .

این جانب با گرامی داشت یاد و نام آن معلم و آموزگار فداکار و شاعر شهیر ، توجه به امورات فرهنگی و هنری و ایجاد بستر های مناسب برای ترقی و رشد بالندگی هنرمندان و نخبگان علمی را به عنوان یکی از دغدغه های خود مد نظر داشته و در این راستا با بهره مندی از اصحاب فرهنگ و هنر ، پاسدار داشته ها و یاور فرهیختگان این وادی خواهم بود .

خداوند روح روانشاد خلیل عمرانی را با ارواح همه ی رهپویان کمال و انسانیت محشور گرداند .

مصطفی  سالاری

استاندار بوشهر

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 26 آذر1392 و ساعت
شاعری كه عشق به ائمّه در تار و پود او تنیده شده بود  

شاعری كه عشق به ائمّه در تار و پود او تنیده شده بود

سید مهدی طباطبایی _ عمرانی را نمی‌توان تنها «شاعر» نامید چراكه جفایی آشكار در حقّ اوست؛ فردی كه پیش از همه‌چیز و بیش از آن، یك «انسان خوب» بود و توفیق صاحب قلم این بود كه سایه‌ی پُرمهر عمرانی را در هشت سال پایانی، بر سر خود احساس می‌كرد.  
عمرانی زندگی خود را وقف پرورش جوانانی كرد كه امروزه ـ گمنام یا به‌نام ـ در عرصه‌ی شعر و ادب كشور هنرمندی می‌كنند و وجه مشخصه‌ی همه‌ی آنان، تعهّد قلم است؛ ویژگی‌ای كه می‌توان به‌راحتی شاگردان عمرانی را توسّط آن شناسایی كرد. توصیه‌ی همیشگی او پنهان داشتن واقعیت‌هایِ «بایدْ پنهان» زندگی در شعر بود تا قداست شعر حفظ شود.
او در عرصه‌ی پژوهش هم فعالیّت می‌كرد كه شاخص‌ترین كار او، پایان‌نامه‌ی كارشناسی ارشد با موضوع «درآمدی بر غزل عاشقانه‌ی پس از انقلاب اسلامی» است كه زیر نظر قیصر امین‌پور از آن دفاع كرد. این پایان‌نامه درحقیقت، گره‌خوردگی اندیشه‌های قیصر و عمرانی است؛ تبویب و تقسیم‌بندی دقیق غزل نو به «غزل بینابینی»، «غزل نو قدمایی»، «غزل نیمایی» و امتداد این سیر تا شاعران معاصر و برجسته كردن ویژگی‌های شعری آنان، محلّ اعتنا بودن این پژوهش را در عرصه‌ی پژوهش شعر انقلاب یادآور می‌شود. جالب این‌كه غزل عاشقانه‌ی پس از انقلاب زیر نظر یكی از شاخص‌ترین چهره‌های این نوع شعر (قیصر امین‌پور) كار شده است.
عمرانی مسئولیّت استادان دانشگاه را تربیت دانشجویانی برمی‌شمرد كه خلق و خوی اسلامی داشته باشند (و به اصطلاح او «بچه‌مسلمان» باشند) تا آینده‌ی جامعه را تضمین كنند. او عمیقاً به زادگاهش عشق می‌ورزید و وقتی در سخنانش به آنجا اشاره می‌كرد، نوعی شور و شیدایی در چهره‌اش پدیدار می‌شد. از آخرین كارهای پژوهشی‌اش، تدوین كتابی بر اساس اصطلاحات زادبوم خود بود كه دست‌نوشت‌های خود را در این زمینه برایم می‌خواند و به قدمت و دیرینگی این زبانِ محلّی و گاه تأثیرپذیری آن از زبان‌های بیگانه اشاره می‌كرد.
صحبت‌های عمرانی همیشه آرامش‌بخش بود. در دوران دانشجویی ـ كه ما ساكن خوابگاه دانشگاه تهران بودیم و او مشاور وزیر آموزش و پرورش ـ ‌روزی به خوابگاه آمد؛ عصرانه‌ای بسیار مختصر و ساده مهیّا كردیم. به سفره‌ی ساده‌ی ما نگاهی افكند و حرفی زد كه هنوز هم در گوش‌مان تكرار می‌شود: «این سفره چه‌قدر باصفاست! مرا به گذشته‌های دور و شیرینِ خودم بردید!» او با این سخنش، هم شرمساری ما را از بین برد و هم ما را به آینده امیدوار كرد. او بارها در میان سخنانش می‌گفت: «همسران ما نوعی جهاد انجام می‌دهند كه شرایط سخت زندگی را پذیرفته‌اند» و نخستین كاری كه پس از مراسم دفاع از پایان‌نامه‌ی دكتری‌ام انجام داد، تماس با همسرم بود كه ضمن تبریك به ایشان، گفته بود: «این مدرك، در حقیقت برای شماست!»
 هرگاه از موفقیت‌های علمی و دانشگاهی برای او سخن می‌گفتم، اوّلین حرف او «الله اكبر» بود و خصلتی خاص داشت كه هرچه را فراموش می‌كرد، با صلوات به خاطر می‌آورد. برای دلگرمی ما، از خاطرات سخت خویش می‌گفت و دلداری‌مان می‌داد. برای سادات احترام ویژه‌ای قائل بود و این را عملاً در رفتار خود نشان می‌داد. نظام و انقلاب را از اعماق جان دوست داشت و در این زمینه، نمی‌توانم هیچ فرد دیگری را هم‌پای او قرار دهم. عشق به ائمّه در تار و پود او تنیده شده بود و و سروده‌های او گواه راستینی بر این ادّعاست.
خداوند روح بزرگ او را غریق رحمت خویش گرداند كه در سخت‌ترین و دشوارترین روزها، دست ما را گرفت و حمایت‌مان كرد.

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 26 آذر1392 و ساعت
شب شعر نسل مروارید به یاد خلیل عمرانی  

مراسم یکمین سالگرد در گذشت استاد خلیل عمرانی با عنوان شب شعر نسل مروارید در تالار فرهنگ بندر دیّر برگزار شد.

 در این مراسم که با حضور قادر طراوت پور شاعر و رئیس دفتر شعر و ادب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی ؛ شاعران کشور و استانی و با حضور مردم ادب دوست شهرستان دیّر برگزار شد،  سخنرانان مراسم به  شعر خوانی و بیان ویژگی های شخصیتی مرحوم خلیل عمرانی پرداختند.برگزاری نمایشگاه تصاویر منتشر نشده از زندگی مرحوم عمرانی نیز از حواشی این شب شعر بود

 

امام جمعه بندر دیّر: کمترین کار برای بیشترین همت/ عمرانی انقلابی بود و انقلابی ماند 

 

ستاد بزرگداشت خلیل عمرانی

سید علی حسینی امام جمعه فرهیخته شهرستان دیّر با اشاره به انقلابی بودن و انقلابی ماندن مرحوم عمرانی به  نقش بی بدیل ایشان در عرصه های مختلف انقلاب اسلامی پرداخت و برگزاری این گونه بزرگداشت ها را کمترین کار برای کسی دانست که عمر خود را صرف انقلاب و پیشرفت ایران اسلامی کرده است.

استاندار بوشهر در دومین روز کاری خود به تجلیل و ادای احترام به خلیل عمرانی پرداخت

 

ستاد بزرگداشت خلیل عمرانی

دکتر سالاری استاندار جوان و بومی استان بوشهر که در دومین روز کاری خود به سر میبرد با پیامی خلیل عمرانی را شناسنامه استان بوشهر دانست . در بخشی از پیام دکتر سالاری آمده است:

«امروز نام خلیل به عنوان ستاره ای در آسمان ادبیات انقلاب اسلامی و مجامع فرهنگی چنان میدرخشد که نسل امروز و فردای ایران اسلامی بدان افتخار میورزند . خلیل عمرانی برگی از شناسنامه استان زرخیز و ادب پرور بوشهر است که اهتمام او در پرورش هزاران شاعر چه در استان بوشهر و چه در استان هایی نظیر یزد و هرمزگان و حتی اسلامشهر در همسایگی پایتخت کشورمان قابل تحسین است . نسلی که خلیل به عنوان نسل مروارید نامگذاری نمود بایستی در سر تا سر این مرز و بوم منتشر گردد »

گفتنی است پیام استاندار بوشهر را فخرایی بخشدار مرکزی شهرستان دیّر قرائت نمود.

 

در ادامه برنامه  ؛ شعر خوانی با موضوع خلیل عمرانی توسط غلامرضا سلیمانی ،سیروس مرادی،  حیدر منصوری ، قاسم درویشی برگزار شد   .شاعران دعوت شده در سخنان خود خطاب به مسئولین فرهنگی خواستار توجه بیشتر به ابعاد زندگی ادبی مرحوم عمرانی شدند.

 

 

شروه و ساز نی به یاد پژمان دیّری

 

 

از رد کردن هدیه جشنواره توسط خلیل تا خاطره عبادت سحر گاهی



 

طراوت پور رئیس دفتر شعر و ادب وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی نیز در سخنانی به تجلیل از خلیل عمرانی پرداخت . طراوت پور خطاب به مردم شهرستان دیّر گفت : شما مردم نیز دارای خصوصتی ارزنده بوده اید که توانسته اید چنین فرزندی را به کشور هدیه کنید .وی به دوستی و آشنایی طولانی با  مرحوم عمرانی اشاره کرد.

طراوت پور به ذکر خاطره ای در خصوص مرحوم عمرانی پرداخت : در هر مجلسی و جشنواره ای از قدیم الایام تا کنون همیشه رسم و عرف بر این بوده که به سخنران و میهمان برنامه هدیه ای در نظر گرفته می شود

چند سال  پیش که مدیر کل سازمان جوانان کهکیلویه و بویر احمد بوم از عمرانی دعوت کردیم که برای سخنرانی بیاید و پس از اتمام برنامه به رسم ادب هدیه ای نیز تقدیم ایشان نمودیم (فکر کنم نیم سکه بود) و شخصاً به ایشان هدیه را تقدیم کردم که ایشان در جواب گفتند این چیست؟ و گفتم که هدیه ای بابت حضور در این مراسم و شهرمان هست . عمرانی با رد هدیه گفت:  در این دوران پیری مرا به این هدایا عادت نده . آنها که برای انقلاب و نظام رفتند و جان خود را گذاشتند،  مزد و اجرشان را از خدا و امام انقلاب میگریند  و من نیز از خدا و امام هدیه ام را می گیرم و اصرار من بر گرفتن هدیه و بردن برای خانواده نیز از جانب خلیل با گفتن اینکه خانواده من نیز اتفاقاً به این هدایا عادت ندارند مواجه شدم

 

ستاد بزرگداشت خلیل عمرانی

 

وی به ذکر خاطره ای دیگر از مرحوم خلیل پرداخت که زمانی در شهر یاسوج قرار بود سخنرانی کنند و برای ایشان ماشین و مهمان سرایی تدارک دیده بودیم و ایشان به محض مطلع شدن از این قضیه گفت من در این شهر دوستی دارم و امشب  را در منزل وی سر میکنم و آن شب مهمان منزل من بود.موقع خواب گفتنند که میخواهم امشب را بیرون و در بهار خواب بخوابم و هر  چقدر من اصرار کردم که هوا سرد است و نمی توانی بیرون بخوابی افاقه نکرد به شوخی بهش گفتم قبول!  ولی 2 پتو بهت میدهم ولی شب مرا بیدار نکنی که میخواهم بیایم داخل و هوا سرد است و پذیرفت .قبل از سحر از خواب بلند شدم نگرانش شدم که نکند برایش اتفاقی افتاده که نیامده داخل،  بلند که شدم دیدم نه تنها بیدار است بلکه دارد در نماز با خالق خود راز و نیاز میکند

 

وی به علاقه عجیب خلیل عمرانی به منطقه جنوب  اشاره کرد و گفت : خلیل همیشه به فکر بوشهر و زادگاهش بوده است .طراوت پور خطاب به مسئولین فرهنگی و شورا و شهرداری و امام جمعه فاضل دیّر گفت: برایم عجیب است که شهر دیّر با وجود شاعران بزرگی مثل خلیل عمرانی و مدام دیّری ، میدانی در این شهر به نام این بزرگان ندیده ام و اگر نهادی این وظیفه را در دومین سالگرد مرحوم عمرانی انجام دهد ما نیز در وزارت ارشاد اسلامی به صورت رسمی از مجری این طرح تقدیر خواهیم کرد

طراوت پور در ادامه پیام علی جنتی وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در بزرگداشت اولین سالگرد مرحوم عمرانی را قرائت نمود :

در بخشی از پیام وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی آمده است: 

در آخرین روزهای برگریزان سال 1391، در ناگهانی ناگزیر ، از درخت تنومند شعر فارسی و ادبیات بشکوه انقلاب اسلامی ، برگی سبز از بلندای شاخه ای نورسته ، نقش بر زمین تیره شد که چکامه بهار را چشمه وار ، با شکوره شاعرانه اش عاشقانه زمزمه می کرد.

خلیل عمرانی خوشه ای پربار از خیل خلوت گزیدگان خدای لطیف بود که خورشید امام و شهیدان گلگون کفن این مرز و بوم را در صحیفه سکوت و صدا، صادقانه می سرود.

 

«دیّر» به احترام  بزرگمرد کتابرسان جنوب کشور ایستاد

در ادامه این مراسم با شکوه از علی یگانه اولین کتابرسان روستاهای جنوب تجلیلی باشکوه شد .یگانه در سال چهارم دبستان 1352 شعری از مرحوم عمرانی را به کانون پرورش فکری کودکان کشور میفرستد و پس از چند ماه کانون کارت عضویتی را از طریق آقای یگانه به خلیل عمرانی هدیه میکند و آن گونه که خلیل عمرانی در یادداشتی که قبلاً نیز منتشر شده است ؛ از این هدیه  بعنوان اولین هدیه زندگی اش نام میبرد و تمام زندگی عاشقانه اش و دستیابی به توفیق  خدمت به فرهنگ و ادب کشور را مدیون علی یگانه میداند .و بعد ها همین کودکی که برای کارت عضویت در کانون اشک شوق ریخته بود ؛ مدیرکل مرکز آفرینش های کانون پرورش فکری کشور میشود و به قول عمرانی چه بزرگ است  سهم حق داران من ، علی یگانه و رقیه مکاری پور معلم کلاس چهارم دبستان در روستای لمبدان پایین

 

 

مجری برنامه ضمن دعوت از علی یگانه برای دریافت لوح ویژه یادبود سالگرد درگذشت خلیل عمرانی ، از حاضران شرکت کننده خواست که به احترام این فرد از جای خود بلند شوند و ایستاده از ایشان تجلیل کنند.

 

علی یگانه نیز در گفتگویی کوتاه،  خلیل عمرانی را افتخار جنوب دانست و گفت عمرانی قدم در راهی گذاشته بود که خیلی ها آرزوی آن را داشتند و باعث خوشحالی من است که کودک 10 ساله ای در سال  1352 امروز خلیل شعر ایران شده است.

 

علی یگانه و رئیس دفتر شعر و ادب وزارت ارشاد

شعرخوانی توسط سید مرتضی کراماتی ؛ رضا غلامحسین نژاد ، هاجر احمدی از دیگر برنامه های این شعر خوانی بود

 

شاعری که اشک همه در آورد

غلامرضا ابراهیمی شاعر توانمند بوشهری که پیشتر توانسته بود در جشنواره شعر بسیج در بخش خلیل عمرانی مقام اول را کسب کند با قرائت شعری به یاد مرحوم عمرانی که خود نیز به شدت احساساتی شده بود ؛ اشک حاظران را در آورد

تجلیل از خبرگزاری فارس ( سرویس فرهنگی )

در ادامه مجری برنامه با اشاره به نقش بی نظیر خبرگزاری فارس در معرفی خلیل عمرانی به نسل جوان در دوران حیات ، بیماری و پس از  فوت ایشان ، از سرویس فرهنگی این خبرگزاری با اهدا لوح یاد بود مراسم بزرگداشت خلیل عمرانی به همکار افتخاری بخش کتاب و ادبیات خبرگزاری فارس تجلیل بعمل آمد .

تشکر و تقدیر از شاعران و  نهاد های مرتبط با  برگزاری  مراسم : شهرداری و شورای شهر دیّر، شهرداری و شورای شهر بردستان؛ داشنگاه آزاد دیّر، اداره فرهنگ  و ارشاد اسلامی و آموزش و پروش شهرستان دیّر اختتامیه این مراسم باشکوه بود

ستاد بزرگداشت یکمین سالگرد خلیل عمرانی از تمام نهاد های مربوط با این اقدام فرهنگی تشکر کرد.

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 22 آذر1392 و ساعت
عکسهای منتشر نشده از خلیل عمرانی 
مجموعه‌ای از عکس‌های منتشر نشده خلیل عمرانی همراه با شاعران دیگر در این گزارش منتشر می‌شود.

به گزارش  فارس؛ این روزها مصادف است با سالگرد وفات یکی از شاعران پرآوازه و البته محبوب و محجوب شعر انقلاب یعنی خلیل عمرانی.

او درست سال گذشته در چنین روزهایی از جمع شاعران انقلاب پرکشید و جای خالیش را برای همیشه برای شعر انقلاب گذاشت.


مرحوم عمرانی در حال نماز خواندن

 

خلیل عمرانی به همراه عباس براتی پور و جمعی از شاعران کشوری و استانی

 

خلیل عمرانی به همراه حمید سبزواری، سید مرتضی کراماتی، بیداروند

 

خلیل عمرانی به همراه حمید سبزواری و سید مرتضی کراماتی و آقای بیداروند

 

 

 

خلیل عمرانی در لباس بسیجی در دوران دفاع مقدس

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 22 آذر1392 و ساعت
نوشته ای از منوجهر علی پور در اولین سالگرد درگذشت خلیل عمرانی 
در آستانه سالگشت آسمانی شدن شاعری هستیم که حق بزرگی بر گردن جوانان شاعر دارد و لازم است بنده که سالیانی در کنار این شاعر آیینی بودم بخش کوتاهی از تلاش هایش را در بخش شعر جوان و شعر دانش آموزی و گسترش فرهنگ کتابخوانی بیان نمایم

یادی از خلیل شعر ایران

 در آستانه سالگشت آسمانی شدن شاعری هستیم که حق بزرگی بر گردن جوانان شاعر دارد و لازم است بنده که سالیانی در کنار این شاعر آیینی بودم بخش کوتاهی از تلاش هایش را در بخش شعر جوان و شعر دانش آموزی و گسترش فرهنگ کتابخوانی بیان نمایم که برخی از این فعالیت های شاعر را بسیاری از دوستان  پژمان دیری  هم در جریان نیستند. در این یادداشت ابتدا به فعالیت های شاعر می پردازم و سپس گذری کوتاه به مفاهیم و مضامین سروده های شاعر خواهم پرداخت. 



ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در یکشنبه 17 آذر1392 و ساعت
نوشته ای از فاطمه طارمی در اولین سالگرد درگذشت خلیل عمرانی 
خلیل عمرانی -همان پژمان دیری- شاعر آیینی هم روزگار ما بود که سال گذشته این شاعر گرانقدر را از دست دادیم. معرفی و نقد مجموعه شعر مرحوم استاد خلیل عمرانی -به ساعت گل سرخ- از فاطمه طارمی را تقدیم حضورتان می کنیم
 
فاطمه طارمی :

تمام شد دل من، با صدا مدارا کن

توجه به درک حضور انسان در شعر و توجه به ارزش های  انسانی و انسان مداری در هنر  حرف تازه ایی نیست، بلکه این اندیشه آبشخور شاعران بسیاری در طول تاریخ بوده است و مانند هر اندیشه ی دیگری در هنر، انسان مداری نیز در قالب پیام و تفکر خاص شاعر در پس کلمات پنهان شده  و آنگاه  در برون ریزی بنام شعر به مخاطب ارایه می گردد. در واقع توجه به ارزش های انسانی گامی به سوی  اتصال به هستی و وحدت وجود است.آنچنان که مولانا می گوید:

تو یکی تو ، نیستی ای خوش رفیق

بلکه گردونی و دریای عمیق

اگر با تعریف مولانا از انسان و نسبتش به کل عالم هستی پیش برویم و انسان را در مواجهه با جهان هستی سبق غایی بدانیم، بر اساس آنچه تعالیم اسلامی به آن تاکید دارد ( اول ما خلق الله نوری) پس این فرضیه را می پذیریم که: هدف از خلقت تمامی جهان انسان است.

اینکه جهان علت زمانی انسان و مقدم بر اوست اما در اصل انسان علت غایی جهان است.

جوهر است انسان و چرخ، او را عرض

جمله  فرع و پایه  اند و او غرض

انسان و اصل درک انسان و توجه به نگرش ها و ویژگی های انسانی یک اصل کهن است که در شعر شاعران بسیاری چون مولانا،حافظ، خیام ابیات بسیاری با این اندیشه به وفور دیده شده است.



ادامه مطلب
|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در یکشنبه 17 آذر1392 و ساعت
به ياد خليل  
طلوع نوزده آذر ماه ، کنار تخت تو پرپر می شد
زمان مصیبت سنگینی بود ، که بی تبسّم تو سر می شد
تو مثل وسعت دریا آرام ، تو چون همیشه ی روحت عاشق
صبور فاصله هایی بودی ، که داشت کمتر و کمتر می شد
میان حنجره ات شعری ناب ، تب سروده شدن در سر داشت
غزل پر از ضربان هایی بود ، که در رگ تو شناور می شد
تو هر سپیده نماز دل را ، «به وقت شرجی دریا» خواندی
و دل زدی به حریم توفان ، شبی که عشق مقدّر می شد
بگو که تاب نمی آوردی ، هوای دود و دم تهران را
به هر بهانه دل بی تابت ، دوباره راهی بندر می شد
صریحِ لهجه ی دریا بودی ، زلال و ساده دل و موجآگین
کجا در این شب بی شعر ما ، سکوت تلخ تو باور می شد؟
خبر، چنان عرقِ سردی داشت ، که شعر من ضربانش افتاد
طلوع نوزده آذر ماه ، و شاعری که کبوتر می شد ...


احمدرضا قدیریان - یزد - ابرکوه

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در چهارشنبه 1 آبان1392 و ساعت
رونمایی از آخرین اثر چاپ شده زنده یاد« پژمان دیّری» 

مراسم رونمایی از کتاب «به ساعت گل سرخ» گزیده اشعار مرحوم خلیل عمرانی عصر دیروز در خبرگزاری فارس با حضور شعرا و اصحاب رسانه برگزار شد.

در ابتدای این برنامه حسین قرایی کارشناس مجری جلسه سخنانی درباره خلیل عمرانی بیان داشت و خاطراتی از این شاعر در گذشته بیان کرد.

قرایی گفت: خلیل عمرانی همراه طفره می‌رفت از معرفی خودش. روزی که برای رضا اسماعیلی شاعر بزرگداشت گرفتیم اولین کسی که وارد سالن برگزاری همایش شد خلیل عمرانی بود و قصد داشتیم، بزرگداشت بعدی را برای مرحوم عمرانی بگیریم که دیگر اجل به او فرصت نداد. در بزرگداشتی که برای رضا اسماعیلی گرفته بودیم مرحوم عمرانی گله کرد از اینکه چرا چنین اخوانیه‌ها و بزرگداشت‌هایی برای شاعران بسیار کم برگزار می‌شود و البته از برگزاری چنین جلساتی هم استقبال کرد که باید بیشتر از گذشته برگزار شود.

متاسفانه خود ایشان سه هفته بعد از این ماجرا از دنیا رفت و به خاطر دارم که از 3 شبکه تلویزیونی به من زنگ زدند و پرسیدند که آیا فیلمی درباره این شاعر داریم تا در اختیارشان قرار دهیم. یعنی صداوسیمای ما از یک شاعر انقلاب حتی 5 دقیقه هم فیلم نداشت و این نشان می‌دهد دلگیری عمرانی چه پشتوانه‌ای داشته است. قرایی سپس با اشاره ارادت مرحوم خلیل عمرانی به نصرالله مردانی شعری از مرحوم عمرانی برای مرحوم مردانی خواند و سپس به معرفی خلیل عمرانی برای حضار پرداخت. این شاعر درگذشته برای حضار این گونه معرفی شد:

عمرانی شاعری را از سال 1357 به طور جدی پی گرفت. تخلص شعری وی پژمان دیری بود. وی کارشناس ارشد و دبیر ادبیات فارسی و کارشناس ادبی  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در پرورش استعداد ادبی جوانان در وطن خود و تهران بود.

وی در پست‌های مشاور وزیر آموزش و پرورش، مسئول آفرینش های ادبی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کشور و معاونت فرهنگی اداره کل فرهنگ و ارشاد استان بوشهر فعالیت داشته است. عمرانی در آذر سال 1392 در سن 48 سالگی به علت سکته مغزی در گذشت.

مجری کارشناس برنامه در ادامه از رضا اسماعیلی از شاعران کشورمان و صاحب کتاب‌های بر آستان جانان  و این مریم همیشه خواست تا درباره مرحوم عمرانی به سخنرانی بپردازد

رضا اسماعیلی در این برنامه گفت: برنامه‌هایی که برای بزرگداشت شاعری برگزار می‌شود در واقع بزرگداشت شعر است و به بیان بهتر بزرگداشت ادبیات و شعر و همه شاعران و همه کسانی است که در عرصه ادبیات قلم می‌زنند.

این شاعر درباره مرحوم عمرانی اظهار داشت: من از خلیل خاطرات زیادی داریم و البته در سال‌های آخر و  در جلسه شورای شعر بسیج که با هم حشر و نشر داشتیم، قرابت رهایی فکری بیشتری با هم پیدا کردیم. این اواخر او به هر درخواست شعری و دعوتی از جانب ما پاسخ مثبت می‌داد. در هر برنامه‌ای که می‌گذاشتیم و از خلیل می‌خواستیم، حضور یابد به ما  نه نمی گفت.

از سوی دیگر خلیل از نصرالله خیلی به نیکی یاد می‌کرد و ارادت عجیبی به او داشت و خودش را شاگرد نصرالله مردانی می‌دانست. این ارادت تا جایی بود که یک بار به او گفتم این قدر به او نزدیک بودی و چرا چیزی درباره‌اش نمی‌نویسی؟ پس از آن قبول کرد که مطلبی درباره نصرالله مردانی برای مجله اقلیم نقد بنویسد و نوشته و قرار شد که پسرش ایمان بدهد تا تایپ کند و برایمان بفرستد.

**عمرانی باب غزل حماسی را گشود

اسماعیلی در ادامه درباره کتاب «به ساعت گل سرخ» گفت: این مجموعه بخش عمده‌اش غزل است و نشان‌دهنده این است که تعلق خاطر این شاعر بیشتر به غزل بوده است البته اکثر شاعران انقلاب پس از انقلاب به غزل رویکردی قابل توجه داشتند و این نشان می‌دهد غزل محمل مناسبی برای بیان مطلب سیاسی و حماسی است. عمرانی باب غزل حماسی را گشود که مانند این حرکت قبل از آن وجود نداشت البته همان موقع نقدهایی بر این گونه غزل وارد شد مثلا قیصر امین پور مقاله مفصلی دراین باره نوشت.

وی افزود: اکثر مضامین اشعار خلیل عزیز مضامین انقلابی و حماسی و دردمندانه است. او درد دین و درد انقلاب داشت و طبیعتا این دردمندی و تعلق خاطر به دین و انقلاب ویژگی‌هایی در روحیه و شعر او ایجاد می‌کرد مثل تولی و تبری و دافعه و جاذبه و او از شاعرانی بود که این ویژگی‌ها را داشت. دوستان و شاعران انقلاب را بسیار دوست داشت ولی کسانی را که به عنوان شاعر انقلاب در بعضی جاها شناخته می‌شدند اما ناخالصی‌هایی داشتند، نقد می‌کرد و همین بیان باعث می‌شد کدورتی ایجاد شود. خلیل سعی نمی‌کرد همه را جذب کند. البته ماجرای جوان‌ترها فرق می‌کرد اگر استعداد خوبی می‌دید، آنها را جذب می‌کرد و شاگردانی فراوان او گواه این ویژگی شخصیتی او هستند. او استعدادها را جذب و تربیت می‌کرد تا وارد فضای شعر و ادبیات شوند ولی کسانی را که با حرف و موعظه به راه نمی‌رفتند، رها می‌کرد و به صورت جدی آنها را نقد می‌کرد.

شاعر و سخنران بعدی که کارشناس برنامه برای ایراد سخنانی دعوت شد، مصطفی محدثی خراسانی بود. او در این مراسم درباره خلیل عمرانی گفت: خلیل عمرانی شخصیت و شعرش خیلی به هم نزدیک است و دقیقا بی‌تابی‌ها و تولی و تبرایش در زندگیش نمود پیدا می‌کرد. او بخش زیادی از توانش را برای تربیت نسل جوان صرف کرد. اما چیزی که ناراحتش می‌کرد این بود که احساس می‌‌کرد هرچه پیش می‌رویم از ارزش‌ها فاصله می گیریم و حسرت می‌خورد به روزهای زلال و شفاف جوانی خود که در انقلاب و دفاع مقدس سپری شده بودند و همه‌ این تفکرات را می‌‌توان در شعرش دید.

وی افزود: بخش عمده اشعار او شعر آئینی است و اتفاق بخش عمده زندگی‌اش هم همین بود. زندگیش زیر خیمه امام حسین(ع) بود و خانه‌اش را حسینه شعر کرده بود.

این شاعر در ادامه به خواندن چند شعر از کتاب «به ساعت گل سرخ» پرداخت که شاهد مثال خوبی برای تجلی افکار و اندیشه این شاعر در اشعارش بود. یکی از شعرهایی که محدثی خواند شعر شماره 45 کتاب بود:

دلتنگم از نامهربانی‌ها، ای خوب با من مهربان‌تر باش

زندانی ناباوری‌ها، زیبای عاشق! بال باور باش

شهر وجودم کو به کو دردست، غم در سکوتم پای می کوبد

 

فصلِ غریبم را رعایت کن، مثل شکفتن شادی آور باش

 

درد من اما بی خیالی نیست، از جنس اندوه اهالی نیست

 

بین من و دل های زردآواز در دادگاهِ عشق داور باش

 

من سال ها بر بی دریغی سبز، در پای دل ها ریختم خود را

 

پیوسته با فردای خود گفتم در رویش دل ها شناور باش

 

در روزگار نام و نان افسوس، دیگر کسی با من برادر نیست

 

من مانده ام با خوبی و خنجر، خواهر برای من برادر باش

 

نامردمی ها دیده ام بسیار ، از ساکنانِ اشک و لبخندم

 

گسترده ای در من ولی یک چند در باورم آیینه گستر باش

 

گفتی که برگردم ولی دیگر ذوقی برای بازگشتم نیست

 

تا بازگردم، مثل فروردین با قاصدک ها آسمان پر باش

 

یک روز برمی گردم اما سرد، بر دوش نخلستانی از اندوه

 

آن روز بر بالین من بنشین، دلواپس فردای دیگر باش

 

فردا نمی دانم چه خواهم شد، عمری نماز آشفته سر کردم

 

برمن نمازِ دل بخوان آن روز، با شعرهایم مهربان تر باش

محدثی در ادامه اظهار داشت: این غزل جزء غزل‌های روان است اما مانند خیلی از غزل‌ها ابهام خاصی دارد. یا در بسیاری از شعرهای عمرانی احساس غربت مولانا و همان احساس «از نیستان تا مرا ببریده‌اند/ در نفیرم مرد و زن نالیده‌اند» و این بی‌قراری و ناآرامی مشهود است. بخش دیگرش از مفهوم راه یافته در اشعار و شخصیت عمرانی تولی و تبری است. او اهل تسامح و کوتاه آمدن از ارزش‌هایی که زندگیش را برایشان داده بود، نبود.

وی در ادامه با خواندن شعر شماره 63 کتاب  که با مطلع «دیگر درخت و دانه مجابم نمی‌کند/ باران بی‌بهانه مجابم نمی‌کند» شروع می‌شود، گفت: تمام این بی‌قراری‌ها و گلایه‌ها در شعرش پر است و  این شعر کار سال‌های پایانی عمرش است، نوعی دوراندیشی و دیدن افق‌های دیگری رانشان می‌دهد. او در عین بی‌قراری و پریشانی راوی نوعی آرامش است و در این غزل نوعی مرگ آگاهی را می‌بینم. انگار این بی‌قراری‌ها امواج سطح وجود عمرانی هستند و در لایه‌های زیر این دریا آرامش و طمانینه وجود دارد.


**معلم شعری که خودش را فراموش کرده بود

سخنران دیگر این برنامه منوچهر علی‌پور بود که خبر از انتشار کتابی درباره خلیل عمرانی داد و گفت: کتابی در دست انتشار داریم، که درباره ویژگی شعرهای عمرانی نوشته شده است. او خودش معلم شعر بوده ولی خودش را فراموش کرده بود و ما که از دوردستی بر شعر داشتیم سعی کردیم درباره اشعار او چیزی بنویسیم که زمان انتشار کتاب همراه با سالگرد آسمانی او خواهد بود.

وی در ادامه درباره ویژگی‌های شعر عمرانی گفت: همه ما عمرانی را شاعر آئینی و انقلابی می‌دانیم. ما 10 سال در کنار هر کار کردیم و 19-18 سال رفاقت نزدیک داشتیم. بسیاری شعرها را از زبان خودش می‌شنیدم و به نظرم اولین مسئله‌ای که در شعر عمرانی وجود دارد عشق است. او حتی در آئینی‌ها هم یک شاعر عاشق است.در همین مجموعه «به ساعت گل سرخ» بسامد واژه عشق خیلی زیاد است.

وی افزود: مسئله دیگری که در شعر او خیلی نمود دارد، تجلی مهر و مهربانی  است. شخصیت عمرانی با شعرش فاصله ندارد و شخصیت حقیقی‌اش در شعر دیده می‌شود، جسارت، رودربایستی نداشتن، دفاع از باورهایش از دیگر ویژگی‌هایی است که به وضوح در شعرش دیده می‌شود.


او همواره دنبال مهر و مهربانی بود و ایمان داشت به بحث مهر و مهربانی که در شعرهایش به آن اشاره کرده است. بحث دیگر پشتوانه‌های دینی و مذهبی او است. اشاره به قرآن، نماز، عاشورا، انتظار و دیگر جلوه‌های دین و مذهب ما به وفور در شعرش دیده می‌شود.

منوچهر علیپور گفت: عمرانی سال‌ها از بوشهر فاصله گرفته بود اما مثل دوستان هم نسلش همچون سلمان هراتی بومی‌گرایی در شعرش دیده می‌شود. البته او غزل‌ها و رباعی‌های عاشقانه بسیار خوبی داشت اما به دلایل شخصی خودش این اشعار را نابود کرد و در این کتاب و دیگر کتاب‌هایش نیست. به نظرم اینها غزل‌های نابی بودند که به دلایل شخصی آنها را کنار گذاشت.

علیپور همچنین به غم غربت و نوستالژی در شعرهای عمرانی به عنوان دیگر ویژگی‌های شعری او اشاره کرد و گفت: یک حس غربت بسیار لطیف و صمیمی و دوست‌داشتنی در شعرهای خلیل است. مرگ اندیشی نیز در اشعار او تجلی بسیاری داشت و عمرانی همواره یادک ردی به مرگ دارد.

دوست و همکار خلیل عمرانی گفت:  او اهل معامله و زد و بند نبود تعارف نمی‌کرد و نسبت به ظلم کوتاه نمی‌آمد و در حوزه شعر واژه‌سازی‌هایی داشت که اشعار او را جذاب‌تر و زیباتر کرده اند. او در هر غزل کلمه‌های جدید ساخته ذهن خودش را به کار می‌برد و این نشان می‌دهد در انتخاب و گزینش واژه‌ها جسورانه عمل می‌کرد و بسیاری مواقع خوش درخشیده است.

 

منوچهر علیپور در پایان اظهار داشت: عمرانی از شاگردان شعری مردانی بود و خیلی تحت تاثیر او قرار داشت فراوان می‌گفت که رابطه او با مردانی مثل شاگرد و استاد است و الان هم شاگردان عمرانی همین مسئله را رعایت می‌کنند و به او احترام فراوان می‌گذارند.

در این قسمت از برنامه حسین قرایی از منوچهر علیپور خواست که یک خاطره از دوران کاری خود با مرحوم عمرانی نقل کند که علیپور گفت: وقتی برای اولین اختتامیه کتاب سال دانشجویی به دانشکده ادبیات دانشگاه تهران رفته بودیم. خلیل از پوشش دانشجوها ناراحت بود و می ‌گفت چرا چنین شده ‌اند و من به شوخی گفتم این دست‌پرورده من و شما هستند چون در دوران دانش آموزی زیر دست ما بوده‌اند و بعد از دانشجویی این‌طور شده است.

**اعتراف‌های عمرانی

مصطفی علیپور سخنران دیگر این برنامه بود. او در ابتدا با اشاره به سخن آلبرت کامو که هنر اعتراف هنرمند است، گفت: در تحلیل عرفی از اعتراف، بیان می‌شود سخنانی هستند که صادقانه‌تر زده می‌شود و شعر هم قاعدتا هنری است. که عنصر پایه‌اش زبان و واژگان است. پس با این تعبیر تمام شاعران در شعرهایشان اعتراف می‌کنند منتها این اعتراف چه‌قدر صحت دارد؟ شاعران معاصر هم نسل عمرانی چه‌قدر اعتراف کرده‌اند و این سخنان برپایه صداقت بوده است؟

وی افزود: دوستان گفتند که شخصیت عمرانی را می‌توان در شعرش دید. بله عمرانی مثل شعرهایش ساده و شریف بود یکی از چند شاعری است که بیشترین شباهت را به شعرش دارد، یکی از نمادهای این شباهت را قیصر و سلمان هراتی به شعرهایشان داشتند، اما عمده شاعران هم نسلشان متاسفانه این ویژگی را ندارند و به همین دلیل از بین رفتن او چه قدر اثر سوء داشت و ضایعه بسیار بزرگی بود. اگر بگویم او به شعرهایش شبیه‌تر بود، زیاد بی راه نرفته‌ایم. او در زندگیش دروغ نداشت، نقاب نداشت. بی ریا و ساده بود و اشعارش هم عینا همین طور بود.

**شعر بی نقاب و شعر بی دروغ

مصطفی علی پور اظهار داشت: شعر عمرانی در واقع همان خصلتی را دارد که افلاطون در تعریف سبک می‌گوید که سبک شخصیت خود شاعر است و این کمتر اتفاق افتاده است. در تاریخ ادبیات ما هم اگر نگاه کنید بیشتر آثار بزرگی در مدح کسی خلق شده است. شعرها همه نقابی بر شخصیت‌ شاعر آنها بوده ولی شعر عمرانی یکی از بهترین مصداق‌های شعر بی نقاب و شعر بی دروغ است.

وی افزود: غزل برای تغزلی شدن بیش از هر چیزی به درون مایه شهودی نیاز دارد که در شعر عمرانی می‌توان آن را به کمال مشاهده کرد. از سوی دیگر من گمان می‌کنم یکی از ظرفیت‌های شعر عمرانی همین خلاقیت‌های او در حوزه واژه‌سازی است. بیشترین ابداعات واژگانی زمانی در شعر نیمایی اتفاق افتاده و خیلی‌ها فکر می‌کردند نمی‌توان در غزل چنین کاری کرد ولی ایشان بسیار واژه‌سازی کرده است. البته کسی که زیاد می‌سازد کج هم می‌سازد که بعضی اشتباه‌ها طبیعی است. اما بسیاری از واژه‌های او ظرفیت به زبان امروز داده است و این یک نوع دستاورد بزرگ است.

ایشان خیلی شجاعت و جسارت داشت که در غزل این کار را کرد. حتی شاعران خیلی توانا خیلی احتیاط می‌کنند. در بعضی جاها کاری که عمرانی در حوزه واژه سازی کرده کاری شبیه حافظ است. او ابهام‌‌های شاعرانه‌ای که ایجاد کرده است و یکی از توانایی‌هایش استفاده ویژه از حروف است که این استفاده، غافلگیرانه داستانی به شعر می‌دهد.

علی داوودی آخرین شاعری بود که در این مراسم به سخنرانی پرداخت. او گفت: من خیلی با مرحوم عمرانی آشنا نیستم نه تنها من نماینده خیل عظیمی از شعرا هستم که با عمرانی آشنا نیستند. اما در ادبیات ما بارها اتفاق افتاده که کسانی مدت‌ها در غربت بود‌ه‌اند و بعدها مردم آنها را کشف کرده‌اند. بزرگی مثل بیدل چند صد سال غریب بود و حتی از او در تذکره‌های بزرگ نکرده‌اند اما الان چه کسی است که بیدل را نشناسد؟ اگر شاعری در دورانی دچار غربت بوده‌ است، نزدیکی ذهن و زبان او به مردم باعث می‌شود که بعد از مدتی از غربت درآید و مردم و جامعه ادبی با او آشنا شوند.

در پایان این مراسم از کتاب «به ساعت گل سرخ» رونمایی شد.

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در سه شنبه 23 مهر1392 و ساعت
در حال و هوای«خلیل»؛روایت «خبرگزاری فارس »از مصاحبه ناتمام با خلیل عمرانی 

خبرگزاری فارس - گروه ادبیات انقلاب اسلامی؛ یک بار برای مصاحبه به او زنگ زدم و برای ساعت 3 قرار گذاشتم، گفت: بیا خیابان سپهبد قرنی ساختمان آموزش و پرورش. من هم تشکر کردم و قرارمان شد ساعت 3 عصر.

پرسان پرسان اتاقش را پیدا کردم و در زدم و وارد شدم. سلام گفتم و با نجابت جنوبی‌اش علیک گفت. از فضاهای سیاسی خسته بود و مثل اینکه بیماری اذیتش می‌کرد. گفتم استاد، می‌خواهم برایم از دوران کودکی تا الان روایت‌ کنی. آرام و استادانه پاسخ داد: وقت زیاد است حالا با هم صحبت می‌کنیم.

حدود نیم ساعت با او صحبت کردم ولی راضی به مصاحبه نشد. به بهانه اینکه حالش مساعد نیست، مصاحبه را به وقتی دیگر موکول کرد. سه چهار روز دیگر به او زنگ زدم و گفت حالم مساعد نیست بعدا در خدمتم.

دومین باری که دیدمش نجیب و با وقار و استوار گام بر می‌داشت. با دکتر طباطبایی آمده بود. «شب شاعر رضا اسماعیلی» بود، آمده بود تا حق مطلب را در مورد دوستش ادا کند. رفت پشت تریبون و گفت چه قدر خوب شد که چنین مراسمی برای «رضا» گرفتید. این گونه برنامه‌ها دوستی‌ها را محکم می‌کند. سال‌هاست که چنین برنامه‌هایی گرفته نشده. رسم اخوانیه با این مراسم‌ها احیا می‌شود. تعریف‌های جانانه‌ای از «رضا اسماعیلی» کرد و یک شعر بلند برای «قیصر امین‌پور» خواند.

چند هفته بعد از آن مراسم، خبر در گذشتش را شنیدم. انگشت حسرت گزیدم که چرا نتوانستم او را متقاعد کنم تا مصاحبه‌ای از او بگیرم! حالا نگو که رویه «خلیل عمرانی» بر این بوده است.

آخر پس از عروجش شبکه‌های مختلف صدا و سیما تماس می‌گرفتند که می‌شود این سخنرانی از زنده‌یاد عمرانی را در اختیار ما قرار دهید؟

و ما هم که از توجه سیما به شعر همیشه خوشحال می‌شویم گفتیم؛ با کمال میل.

متأسفانه از زنده‌یاد خلیل عمرانی (پژمان دیری) فیلم و یا مصاحبه مفصلی ندیده‌ام و حتی اخیراً شعرهای تازه‌اش را رویت نمی‌کردم. امروز به «فروشگاه کتاب تکا» رفتم. در حالی که داشتم کتاب‌ها را از نظر می‌گذراندم، چشمم به گزیده اشعار مرحوم عمرانی با نام «به ساعت گل سرخ» افتاد.

کتاب را با ولع خاصی برداشتم و باز کردم؛

از این سر دنیا سفر آغاز کنم

در ثانیه و دقیقه اعجاز کنم

بندر بندر به ساحلت برگردم

تا دیده به صبح دیدنت باز کنم

اندوه مرا هزاره می‌داند و من

آیینه‌ی استعاره می‌داند و من

 هر شب من و آسمان تلاقی داریم

این راز مگو ستاره می‌داند و من

خیلی خوشحال شدم که گزیده‌ای از اشعار مرحوم عمرانی چاپ شده است و از طرفی دیگر ناراحت که چرا بعد از فوتش این کتاب توسط نشر تکا ـ که ناشری وابسته به ارشاد است ـ چاپ شده است! ولی این عوامل باعث نمی‌شد که «به ساعت گل سرخ» را ورق نزنم. کتاب را ورق می‌زدم و از بی‌توجهی دستگاه‌های فرهنگی نسبت به خلیل عمرانی‌ها غبطه می‌خوردم. کتاب را ورق می‌زدم و این شعر کوتاه از دکتر سید‌حسن حسینی در ذهنم تداعی می‌شد؛ «شاعری پرپر شد/ گل کرد» کتاب را ورق می‌زدم و خنده‌های نجیب و محبت‌آمیز مرحوم عمرانی در ذهنم قد می کشید. کتاب را ورق می‌زدم و خلیل عمرانی جلوی چشمم مجسم می‌شد که می‌گفت؛ «بعد از این که خوب شدم حتما مصاحبه می‌کنم» صفحه صفحه این کتاب و سطر سطر این کتاب و واژه‌ واژه این کتاب یاد مرحوم عمرانی را زنده می‌کند. غزل‌هایی که محبت و انسانیت را فریاد می‌کنند و شعرهایی که درس زیستن را به ذهن متبادر می‌کنند؛

« از آن زمان که درختی برای انسان زیست

بهار در نفس روشن درختان زیست

ترانه بود و شقایق که عاشقانه شکفت

و در ادامه‌ی خود برقرار باران زیست

الف هزاره، الف لام در هزار سلام

هزاره‌های فراوان که در فراوان زیست

گمان پنجره در بی‌نهایتی سیال

خیال روزنه در وسعتی شکوفان زیست

غزل غزل دل عاشق غزل غزل لبخند

رسیده بود و زمین سبز با بهاران زیست

همیشه یک شب ممکن، همیشه یک فردا

که نسل نو شده این گونه رو به انسان زیست

همه برای همه در مدار یک جاری

در آستانه‌ی سخت ایستاد و آسان زیست

و باز حیفم می‌آید از این کتاب سیصد و پنجاه و هشت صفحه‌ای دو بیتی‌های زیبایش را نیاوردم. دوبیتی‌هایی که از زبان یک عاشق «خلیل عمرانی» جاری شده است؛

نبازم چشم ممتازی که داری

سر زلف سحر سازی که داری

دلت آیینه‌ی مخصوص عشق است

رعایت می‌کند رازی که داری

خوشا روزی که در خود ساز گردم

پرستو نه، خود پرواز گردم

دوباره ساحل چشم تو باشم

پس از عمری به بندر باز گردم

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در پنجشنبه 21 شهریور1392 و ساعت
شعری منتشر نشده از زنده یاد خلیل عمرانی 
در مراسم رونمایی از 500 نوع نوشت افزار ایرانی _ اسلامی مؤسسه «روشنای زندگی» رضا اسماعیلی، شاعر پیشکسوت ادبیات مقاومت و انقلاب اسلامی، با بیان اینکه : علاقه دارم چندین بیت شعر از شهید زنده یاد انقلاب «خلیل عمرانی» در جریان کنگره شعر علمی که درخواست کرده بودیم که کار کنند، و او هم یک مثنوی بسیار فاخر و ارزشمندی را سرود، که هنوز این مثنوی چاپ نشده است را قرائت کنم

اسماعیلی شعری از مرحوم خلیل عمرانی درباره شهیدان هسته ای به ویژه «مصطفی احمدی روشن» خواند که تاکنون در هیچ رسانه ای چاپ نشده است که در ذیل آن را می خوانید:


چرخ زد کربلا زمین وا شد
عاشقی سهم ابن سینا شد
باز هم یک حماسه نزدیک
باز هم رزم روشن و تاریک
باز از خانمان جدا شده است
ابن سینا که مصطفی شده است
لحظه ها در مدار زیبایی است
کوچه آیینه شکوفایی است
همه گل ها محمدی شده اند
مست بیدار احمدی شده اند
احمدی رفت و مست احمد شد
گل گلخانه محمد شد
رفت اما چراغ روشن شد
رودی از دا، داغ روشن شد
راز، مست شنیدن اش آمد
سنگ حتی به دیدن اش آمد
کوچه لب باز کرد، گویا شد
نینوا نینوا شکوفا شد
یک نفر خوانده شد، رها پر زد
یک نفر گفت، مصطفی پر زد
مصطفی کیست؟ بوی پیراهن
دل اش از عطر احمدی روشن
خاک چرخی زد و خدایی شد
مصطفایی که مصطفایی شد

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در پنجشنبه 14 شهریور1392 و ساعت
آری خلیل معجزه‌هایم نرفته است 

به گزارش هنرنیوز در این جلسه جمع زیادی از شاگردان استاد خلیل عمرانی حضور داشتند و پس از ضیافت افطار به شعرخوانی و نقد و بررسی آثار به شیوه مرحوم عمرانی پرداختند. 

قرار است تا جلسات «نسل مروارید» ازین پس جمعه پایان هر ماه در منزل استاد عمرانی برگزار و پس از شعرخوانی به نقد و بررسی آثار، بررسی وضعیت ادبیات و شعر و بحث بر سر مسائل روز پرداخته شود و برگزاری این جلسات به شیوه استاد عمرانی و همگام با آموزه‌های وی باشد. 

در جلسه شب گذشته شاعرانی چون فاطمه طارمی، عباس محمدی کلهر، وحید دهنوی، محرم فرهنگیان، سید وحید سمنانی، رضا خوش تراش، رضا غلامحسین‌نژاد، سیروس مرادی روئین تنی، نوشین نامداری، غلامرضا سلیمانی و تنی چند از شاگردان آن مرحوم به قرائت اشعارشان پرداختند که تعدادی از این اشعار در زیر آمده است؛ 

دو چشم تو که دو آغاز مهربان هستند
چقدر مثل بهارانه‌ها جوان هستند
الهه‌ها به ناز از کجاوه برخیزند
دو چشم مست و فریبای تو چنان هستند
نگاه پر عطشت در منی که خاموشم
دو چشمه از دو سر روشن جهان هستند
دو چشم مثل دو آواز عاشقانه که صبح
دو پرده از نفس تازه بنان هستند
نشسته‌اند جهان را به رسم زیبایی
اشاره‌های اساطیر اصفهان هستند
به گوش شهر رسیده دهان دهان غزلت
چقدر جاذبه‌های تو بی‌کران هستند
«فاطمه طارمی»
*** 
هرجاکه نگاه می‌کنم ماه
افتاده به پای هرگذرگاه
هرسو که نگاه می‌کنم بال
پرپرشده در میانه راه
چندی است که سهمم از برادر
دلتنگی چاه مانده و آه
چندی است که تیشه‌های فرهاد
افتاده به جان کوهی از کاه
باید به شکوه آسمان رفت
باید غزلی کشید از چاه
تا عشق دوباره پر بگیرد
دستی بکشد به شانه ماه
«وحید دهنوی»
***
از ازدحام «تان»
تکرار «اید»
از این شناسه‌ها خسته‌ام
مرا «تو» خطاب کن
از شما خسته‌ام
«محرم فرهنگیان»
*** 



برای من که پرم از قفس پری بفرست
اگرنه پر، دو نفس بال باوری بفرست
برای مشق جنون شهر جای محدودیست
برایم از ورق دشت دفتری بفرست
به رسم معجزه عیسی به مریمت دادی
مرا به معجزه‌ای دوست! مادری بفرست
تو تا عزیز منی راه و چاه هردو یکیست
هنوز منتظرم، نابرادری بفرست
خیال نامه‌ات از نور و پنجره خالی ست
می‌ان بسته دیوار‌ها دری بفرست
دلم گرفته از این آسمان بی‌پیغام
دلم گرفته برایم کبوتری بفرست
«سید وحید سمنانی»
***
خلیل شعر جنوب در پناه ابراهیم
خلیل واره شکستی بت درونم را
می‌ان چشم‌هایت چهل ستون پیداست
چه آتشی زده عشقت چهل ستونم را
«رضا خوش تراش»
*** 


شاعر خراب بود، خدا را درخت دید
رقصید و باز شعله ور از شاخه چکید
بی‌اعتنا به زمزمه جوشید، جلوه کرد
برگشت و بعد... سمت صدا، بی‌هوا، دوید
دستش نگاه پنجره را امتداد داد
فصلی که سبز با غزل افسانه آفرید
شاعر به اضطراب خودش اعتماد کرد
خم شد، شکست، آینه در آسمان تپید
باران گرفت نبض بلوغ دریچه را
ساعت گذشت و ثانیه تا... انتها رسید
پایان قصه را چه کسی حدس می‌زند؟
بیچاره شاعری که خدا را خدا ندید
حق با درخت بود که گرگ آمد و گذشت
چوپان دروغ گفت خودش گله را درید
«سیروس مرادی روئین تنی»
***
آسمان را به تماشای تو وا می‌دارد
فرصت عشق که از سمت خدا می‌بارد
با سلامی که نگاهش به تبسم پیوست
در شب پنجره چشمان تو را می‌کارد
شعله ور از پس این پنجره اما باران
ناگهان‌های دلم را نگران می‌بارد
تا مگر غربتی از جنس خطر برخیزد
و درختان غزل را به تبر بسپارد
آتش انگیز‌تر از واقعه ویرانی
رد خاکستری از باغ به جا بگذارد
من در آغاز تماشای تو می‌مانم سبز
تا چه این آتش باران شده می‌پندارد
«نوشین نامداری»
***
درختان، درختان، درختان
این انسان‌های عقب مانده تاریخ نیز
تنهاییتان را
هر پاییز
گریه می‌کنند
«رضا غلامحسین‌نژاد»

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در پنجشنبه 10 مرداد1392 و ساعت