سبزهها
میرسند از مشرق باور دلاورهای سبز
با غرور سرخ گل در فصل باورهای سبز
در نگاه گرمشان مو نجابت میزند
گریه میدان مین، لبخند بیسرهای سبز
شاخهها از رخوت پاییز خالی میشوند
با بهار چیده بر بال صنوبرهای سبز
آسمان آبستن مو است و میآرد به بار
نسل ناآرام باران را، برادرهای سبز
هرزه میکوشند شیادان پنهان در نفاق
چشم زخم خنجر و خشم ابوذرهای سبز؟!
دار هم دیگر نمیتابد زبان سرخ را
ریشه در پای جنون دارند این سرهای سبز
تا رمق در مشق رگهامان رعایت میشود
رنگ میبازد شب از الله اکبرهای سبز
|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 3 اسفند1386 و ساعت