تبليغاتX
وبگاه پژمان ديري .. خليل عمراني
بوسه نو- به دکتر احمدی نژاد 

 باز که هنگامه‌ی تزویر شد

شادیمان بغض گلو گیر شد

 از پس آن رو شدن دست‌ها

هو شدن و راندن و بن بست‌ها

 بی ثمر‌‌یهای زر و زورشان

در بدری‌های کر وکورشان

 نامه نویسان سیاست زده

ساغر با دشمن ملت زده

 بذر نو فتنه ز شر ریختند

تر شدگان طرح دگر ریختند

 تیره نویسی که گمان می‌نوشت

وضع وطن را خفقان می‌نوشت

  آن که تشر می‌زد و تردید داشت

آتش و خاکستر و تهدید داشت

 باز هم از حرمت دین حرف زد

او که چنان بود ، چنین حرف زد

 حرف زد از رهبر فرزانه باز

آمده از پنجره در خانه باز

باز در آغاز سفر توبه کرد

طرح دگر ریخت اگر توبه‌کرد

 ای دل دیوانه‌ی دروای من

وای من و وای من و وای من

 پنجره را باز نبستی چرا

رخوت غفلت نشکستی چرا

 باز غمی گِردتریبون گرفت

خانه‌ی ما رنگ شبیخون گرفت

ای دل غمدیده سفر ساز کن

جانب محمود دری باز کن

 حرف دل ما به برادر بگو

شمه‌ا‌ی از رهرو و رهبر بگو

این که برادر! تو چرا اینچنین

مالک اشتر! تو چرا اینچنین

از تو بعید است که غفلت کنی

کار  نه بر امر ولایت کنی

رأی تو با اصل رعایت خوش است

سعی تو با امر ولایت خوش است

امر ولایت که رسید از نخست

بود سمعنا و اطعنا درست

 یار علی علت تأخیر چیست

چاره‌ی‌این بغض‌گلو‌گیر‌چیست

 یار ولی چشم خرد باز کن

راه ببین! رهروی آغاز کن

 خشم به غوغا زده را رام کن

فتنه‌گران را همه ناکام کن

 آن که تو میدانی و من آمده

باز پی حیله و فن آمده

 آمده تا بین سران سر شود

فاصله بین تو و رهبر شود

 باز برون از حد و اندازه‌ای

می‌شنوم توطئه‌ی تازه‌ای

 زودتر این توطئه را فاش کن

چاره‌ی این فرقه‌ی کلاش کن

 آینه رفتار ولایت پذیر!

خرده به یاران ولایی مگیر

از «رحمابـینـهمـی» مهربان

قـدر وزیـران ولایی بدان

 ما که همآواز تو رهرو شدیم

در سفر عشق علی نو شدیم

امر ولی بود که ما با همیم

عشق علی بود که ما با همیم

 هستی بی نام ولی تفرقه است

وحدت بی‌عشق علی‌تفرقه‌است

ای به عدالت زده راه خسان

نام وطن برده به اوج جهان

 مست علی ساغر وحدت زده

بوسه به دستان ولایت زده

خواهی اگر ناجی میهن شوی

 باعث نومیدی دشمن شوی

مثل همیشه علوی راه باش

تیرگی دیده‌ی بدخواه باش

 می‌طلبیم از تو دلی راهرو

بوسه نو، دولت نو، عشق نو

|+|
نوشته شده توسط مدیر وبگاه پژمان در جمعه 16 مرداد1388 و ساعت